آموزش‌های مهارتی؛ پیوند دانش، فرهنگ و اقتصاد پایدار

آموزش‌های مهارتی در جهان امروز، به‌عنوان کلید طلایی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شناخته می‌شود. تبدیل دانش نظری به مهارت عملی و توانمندسازی منابع انسانی برای حل مسائل واقعی زندگی و تولید، از مهم‌ترین عوامل موفقیت جوامع پیشرفته است.

محمود دلخوش کجغنه کارشناس صنایع دستی خراسان شمالی در یادداشتی نوشت: اهمیت آموزش‌های مهارتی، با توجه به وابستگی شدید اقتصاد و اشتغال به بخش‌هایی همچون کشاورزی، صنایع تبدیلی، معدن، گردشگری، خدمات، دامپروری و صنایع‌دستی، دوچندان است.

در میان صنایع بزرگ، متوسط و کوچک، می‌توان با اطمینان گفت که سهم صنایع کوچک، به‌ویژه صنایع‌دستی، در ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و پایدار بسیار مهم است؛ با این حال، سرانه اشتغال در این بخش همچنان پایین و در مقایسه با سایر حوزه‌ها ناچیز به شمار می‌آید. این در حالی است که صنایع‌دستی صرفاً یک فعالیت معیشتی یا خلاقانه نیست، بلکه زمینه‌ای برای انتقال فرهنگ، تولید معنا، تقویت حس مفید بودن، ایجاد خودباوری و جامعه‌پذیری نسلی به شمار می‌رود. جایگاه تمدنی و تربیتی این حوزه در زیست‌بوم مهارت‌محور کشور، بر پرورش حس زیبایی‌شناسی، خلاقیت هنری و ذوق فرهنگی دلالت دارد؛ از این منظر، صنایع‌دستی و هنرهای سنتی می‌توانند به‌مثابه ابزاری تربیتی و هویتی، نقشی بنیادین در شکل‌گیری شخصیت نسل نو ایفا کنند.

طراحی روش‌های آموزشی نوین، نسل‌محور و جذاب، می‌تواند فرآیند تربیت مهارتی را به یک فرآیند هویت‌ساز تبدیل کند. حفظ پیوند نسلی، بدون اتصال به ریشه‌های فرهنگی در صنایع‌دستی، امکان‌پذیر نیست. پایش مستمر محتوای آموزشی، سنجش اثربخشی شیوه‌های تدریس، و ارزیابی سطح خروجی مهارت‌آموزی، ضامن ارتقای کیفی این حوزه و تقویت انگیزه و سرمایه اجتماعی در نسل آینده خواهد بود.

از سوی دیگر، باید از آموزش‌های عمومی کوتاه‌مدت که صرفاً نگاهی فراغتی دارند، عبور کرد و به سمت آموزش‌های تخصصی و مهارت‌محور حرکت کرد؛ زیرا ایجاد انگیزه در میان نسل جوان برای انتخاب رشته‌های صنایع‌دستی به‌عنوان کسب‌وکاری درآمدزا و قابل اتکا در تأمین معیشت خانوار، تنها با آموزش‌های تخصصی و تکمیلی امکان‌پذیر است. توسعه صنایع‌دستی بدون پیوند عمیق با اقتصاد، چرخه‌ای ناقص خواهد بود. هر رشته از صنایع‌دستی، ظرفیت ذاتی برای ارزش‌آفرینی اقتصادی دارد، اما این ظرفیت زمانی بالفعل می‌شود که آموزش، به‌عنوان فرآیندی هدفمند و متصل به ساختار بازار تعریف شود؛ فرآیندی که مهارت را نه پایان مسیر، بلکه آغاز ورود به چرخه اقتصاد سالم و پایدار بداند.

تهدیدهای ناشی از بی‌توجهی به این نظم بومی، بی‌توجهی به نظام استاد و شاگردی، نبود سطح‌بندی تخصص و مهارت مربیان، ناآشنایی با منطق عرضه و تقاضا، نبود سازوکار مناسب برای قیمت‌گذاری تولیدات، فقدان نظام صنفی مشخص و واحد، و نبود طبقه‌بندی و کیفیت‌سنجی تولیدات، موجب بروز ناهنجاری در تولید، آشفتگی در بازار و تضعیف ظرفیت‌های توانمندساز این حوزه شده است. آسان‌سازی افراطی فرآیندهای آموزشی، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت موجب افزایش کمی مهارت‌آموزان شود، اما در بلندمدت به افت سطح کیفی و فرسایش سرمایه انسانی خواهد انجامید. ازاین‌رو، تدوین یک نظام آموزشی منسجم، مبتنی بر اصول علمی و منطبق با اقتضائات فرهنگی و بومی هر رشته، ضرورتی فوری و اجتناب‌ناپذیر است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405032402118
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha